Saturday, May 24, 2008

...او خداست


چشمشان با عقلشان همراه نیست
بین روح و قلب آنان راه نیست
باز می پرسند از من هر زمان
"کیست او؟...او کجاست؟"
آنکه می ریزی به پایش نقد جان
آنکه شعرت مایه از او یافته
آنکه روحت را پریشان ساخته
آنکه تا صبح قیامت یار توست
کیست او؟...او کجاست؟

*
هر کجا و هر که هست ، آشناست
قادر است از خویش بیرونم کند
شادمانم کرده محزونم کند
می روم هرجا که خاطرخواه اوست
می برد با خود مرا تا بیکران
فارغم می سازد از کون و مکان
از زمین تا آسمان
در میان کهکشان

*
در وجودم همچو خون
نقش مستی می زند
چون شرابی لعل گون
شور مستی می زند
*
من که هستم؟ پای تا سر نقش او
من که هستم؟ قصه های آرزو
او درون قلب پرشور من است
او صفاست...
...او وفاست
هرکجا و هرکه هست...
...آشناست
...او خداست...

*




No comments: