ای عشق! تو موزون تری یا باغ و سیبستان تو
چرخی بزن ای ماه نو جانبخش مشتاقان تو
در آسمان درها نهی ، در آدمی پرها نهی
صد شور در سرها نهی ، ای خلق سرگردان تو
ای بر شقایق رنگ تو ، جمله حقایق دنگ تو
هر ذره را آهنگ تو ، در مطمع احسان تو
بی تو همه بازارها پژمرده اندر کارها
باغ و رز و گلزارها مستسقی باران تو
رقص از تو آموزد شجر ، پا با تو کوبد شاخ تر
مستی کند برگ و ثمر، بر چشمه ی حیوان تو
ای خوش منادی های تو ، در باغ شادی های تو
بر جای نان شادی خورد ، جانی که شد مهمان تو
من آزمودم مد تی ، بی تو ندارم لذ تی
کی عمر را لذ ت بود ، بی ملح بی پایان تو
سودم نشد تدبیرها ، بسکست دل زنجیرها
آورد جان را کش کشان تا پیش شادروان تو
چرخی بزن ای ماه نو جانبخش مشتاقان تو
در آسمان درها نهی ، در آدمی پرها نهی
صد شور در سرها نهی ، ای خلق سرگردان تو
ای بر شقایق رنگ تو ، جمله حقایق دنگ تو
هر ذره را آهنگ تو ، در مطمع احسان تو
بی تو همه بازارها پژمرده اندر کارها
باغ و رز و گلزارها مستسقی باران تو
رقص از تو آموزد شجر ، پا با تو کوبد شاخ تر
مستی کند برگ و ثمر، بر چشمه ی حیوان تو
ای خوش منادی های تو ، در باغ شادی های تو
بر جای نان شادی خورد ، جانی که شد مهمان تو
من آزمودم مد تی ، بی تو ندارم لذ تی
کی عمر را لذ ت بود ، بی ملح بی پایان تو
سودم نشد تدبیرها ، بسکست دل زنجیرها
آورد جان را کش کشان تا پیش شادروان تو

