Showing posts with label photo by Shaghayegh. Show all posts
Showing posts with label photo by Shaghayegh. Show all posts

Monday, December 29, 2008

...باز هم گوشه ای از دلم

.

تا خدایی هست و زو هر لحظه چشمانت پر است
تا نسیمی می وزد مهتاب ایوانت پر است
.
تا دمی و باز دم غرق نفسها می شوی
تا ز دیدنها جدا همرنگ معنا می شوی
.
پر ز آه و اشک هر شب درد را پس می زنی
یا که در اعماق قلبت عشق را در می زنی
.
من همی تکرار گویم باز گویم می رسد
می رسد آری دلم فردای بهتر می رسد
.
پیوست :این شعررو در حال مکالمه با یکی از دوستانم و در جواب این حرفش که دیگه نباید بهش بگم فردای بهتر می رسد گفتم
ولی باید بگم اون شب انقدرحال و هوای دلم بارونی بود که این شعر بدون اینکه ارتباط زیادی با اون دوست عزیز داشته باشه بیشتر جواب دل خودم بود
به هر حال این هم جز نوشته هاییم بود که دوست داشتم در بلاگم باشه و اینجا بودنش دیگه جواب دوست خوبم نیست
با آرزوی فرداهای بهتر برای همه
شقایق

Thursday, December 4, 2008

...در پس آینه طوطی صفتم داشته اند


.
بار ها گفته ام و بار دگر می گویم
که من دلشده این ره نه به خود می پویم
.
من اگر نیکم و گر بد چمن آرایی هست
که از آن دست که او می کشدم می رویم
.
خنده و گریه ی عشاق ز جایی دگر است
می سرایم به شب و وقت سحر می مویم
.

Monday, September 1, 2008

خنکای نسیم


مثل نسیم باید بود...
.
سبک و خالی از دلبستگی ها
.
بی آنکه بخواهندت
.
خوبی کن و برو...

Sunday, January 6, 2008

هوای برفی.....



...
راستی در هوای (برفی) هم دیدن دوستان، تماشاییست
به غریبی قسم! نمی دانم چه بگویم جز اینکه خوشحالم
...