Tuesday, March 25, 2008

خواستم با تو سخن گویم از آنچه مرا می آزرد
تو سفر کردی و این سنگ صبور
دل دیوانه ی من
در غم آلوده ترین ساغر راز
لعل خاموشی گشت
گل شب نیز به خلوتگه تارم بشکفت
تا دم صبح که پرپر شد و بر خاک رسید
.
تا که با سایه ی یاد تو سخن گویم آه
بغل پنجره ی باز نشستم بامید
خواستم با تو سخن گویم و پندارم باز
می توان نغمه ی دیرین را
در دل باغ سرود
لیک لبهای عطشناکم و هیچ
همچو آن پنجره ها
قفل خاموشی از خود نگشود

Friday, March 21, 2008

غربت شبانه

.
امشب تمام حوصله ام را
در یک کلمه ی کوچک
در
" تو "
خلاصه کردم
ای کاش می شد یک بار
تنها یک بار
تکرار می شدی
...تکرار
.

Wednesday, March 19, 2008

نسیم و شبنم



شبنمی آهسته از چشمان برگ
می چکد بر دامن رنگین خاک
.
گل می افشاند به چشم آفتاب
نازخندی خوابناک
.
ناگهان از جای می خیزد نسیم
شاد می رقصد میان شاخسار
.
گفت و گویی نرم می لغزذ به گوش
!هان بهار
!آری بهار

Friday, March 14, 2008

آرزویی برای تو


خواهم که قلب گرمت آماج غم نگردد

باغ دلت الهی دشت ستم نگردد

اشک ندامت ایجان از چشم تو نبارد

دریای آرزویت ، مرداب غم نگردد

بر چهره ات نبینم گردی ز نامرادی

از شادی و سرورت ای کاش کم نگردد

جام دلت همیشه لبریز شهد بادا

در ساغرت خدایا صهبای غم نگردد

Tuesday, March 11, 2008

پس نشان سخن عشق کجاست؟...


گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان
نگاه دار سر رشته تا نگه دارد
.
چو گفتمش که دلم را نگاه دار، چه گفت
ز دست بنده چه خیزد ، خدا نگه دارد
.
سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری
که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد
.

Tuesday, March 4, 2008

عجین سایه ی خویشم...

.
من آن گلبرگ مغرورم
که می میرم ز بی آبی
ولی با خفت و خاری پی شبنم نمی گردم
.
بلاگردان آن رندم
که با زخم دوصد خنجر
به پیش هرکس و ناکس ، پی مرهم نمی گردم
.

در این دنیای وانفسا
که لبریز است ز دیوانه
عجین سایه ی خویشم ، پی آدم نمی گردم
.

Friday, February 29, 2008

how far...!


yesterday you came to lift me up

as light as straw and brittle as a bird

today I weigh less than a shadow on the wall

just one more whisper of a voice unheard


tomorrow leave the windows open

as fear grows please hold me in your arms

won't you help me if you can to shake this anger?

I need your gentle hands to keep me calm


cause I never thought I'd lose

I only thought I'd win

I never dreamed I'd feel

this fire beneath my skin

I can't believe you love me

I never thought you'd come

I guess I misjudged love

....


things we never said come together

the hidden truth no longer haunting me

tonight we touched on the things that were never spoken

that kind of understanding sets me free


cause I never thought I'd lose

I only thought I'd win

I never dreamed I'd feel

this fire beneath my skin

I can't believe you love me

I never thought you'd come

I guess I misjudged love

....

...

..

.