Saturday, August 16, 2008

Smile!

Smile though your heart is aching
Smile even though it's breaking
when there are clouds in the sky you'll get by
If you smile through your fear and sorrow
smile and maybe tomorrow
you'll see the sun come shining through for you
light up your face with gladness
hide every trace of sadness
Although a tear may be ever so near
That's the time you must keep on trying
Smile what's the use of crying
You'll find that life is still worthwhile
If you just smile...

Friday, August 1, 2008

I want something real!

everybody needs affection
looking for a deep connection
so put a little bit of love in my life today
color my life!
draw on my heart!
take a picture of what you think of love!
looks like in your imagination
write on my soul everything you know!
use every word you ever heard
to color my life

Monday, July 7, 2008

گر نروم نیستم

÷÷÷
ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم
لیک نه معلوم گشت من به جهان چیستم
موج زخود رسته ای تیز خرامید و گفت
هستم اگر می روم ، گر نروم نیستم
÷÷÷

Thursday, June 19, 2008

آزادگی

+++
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
+++

Wednesday, June 11, 2008

قحطی آواز

من رو قله های آواز، سکوتو چله نشستم
لحظه ی شرم حقیقت، جای آینه ها شکستم
آخه رسم نفسم نیست، اول حنجره مردن
بهترین جای ترانه ، تن به بی حرفی سپردن
*
خسته نشو سایه نشین
تا ته شب حوصله کن
بغض غریب غربتو
واژه به واژه گریه کن
*

Thursday, June 5, 2008

می دونم ازم دوری

این شعر نیست فقط دیشب دلم می خواست یه چیزی برای دل بهانه گیر خودم و همه ی اونایی که یه دلتنگی هایی گوشه ی قلبشون دارن بنویسم. آخه دلم تنگ بود و انصاف نبود که بهش بی محلی کنم چون خیلی وقت بود که بهش گوش نمی دادم ، خیلی وقت بود که به بهانه ی منطق و عقل نمی گذاشتم حرف بزنه ولی دیشب نخواستم اینطوری باشم، خواستم واسه یه شبم که شده بدون هیچ منطقی فقط به دلم گوش بدم، خوب بالاخره اونم بخشی از وجود منه تا کی می خواستم ندید بگیرمش؟ دیشب که گذاشتم حرف بزنه تازه فهمیدم چه اشتباهی کردم که جلوشو می گرفتم! من که باهاش دوست بودم پس چرا ازش فرار می کردم؟ واسه اینکه کسی صداشو نشنوه؟ خوب بشنوه چه اشکالی داره؟ بعضی وقتا لازمه که بهش گوش بدی، زندگی بی دل که زندگی نیست، مردگیه! من هیچ وقت بی دلم نبودم و نمیخوام که بی اون باشم فقط ازش معذرت می خوام که گاهی زندانیش کردم و نگذاشتم هوا بخوره.
...
..
.
می دونم ازم دوری ولی باز برات می گم
آره! وقتی که نسیم
تو شبای مهتابی
از ناکجاهای قلب تو، از اون دور دورا
یه صدای دلنشین یا یه لبخند قشنگ
با خودش می آره و پشت پنجره ی باز اتاقم می چرخونه
تا دلم پر می کشه که بیاد دنبال تو
...اون نسیم رفته دیگه
باز دلم خورد می شه و تو تنهاییش
گوشه ی سینه ام می شینه
اما من که هنوز خنکای اون نسیمو رو گونه ام حس می کنم
دل کوچیکمو دلداری می دم
بهش می گم...
غصه نخور
اون نسیم باید بره
اون فقط مال تو نیست که بخوای بگیریش و ببینیش و نگه داریش
مقصد بعدی اون یه عالمه پنجره ی باز دیگه است
که پشتشون دلتنگی ها منتظرن
ولی وقتی که همه ی چرخاشو زد، همه ی گشتاشو زد
برمی گرده به اون غربتی که برات
یه صدای دلنشین یا یه لبخند قشنگ ازش آورده بود
دل کوچیک من! شک نکن که نسیم، صدای تکون خوردنتو
این ریختن و لرزیدنتو
می بره برای اون که از ناکجاهای قلبش
یه پیام آشنا برات آورده بود
...
حالا دیگه دلم آروم شده
فکر کنم که خوابیده یا خودشو به خواب زده
تا فردا شب که باز نسیم بازیگوش
یه پیام کوچولو از اون دور دورا، از تو براش بیاره
تا دوباره با خوش خیالیاش پر بکشه
که شاید نسیم رو بگیره
که باهاش بپیچه و بپیچه و بپیچه و بیاد سمت صدای تو
ولی تو خیلی دوری...
می دونم باز دوباره، تا بیاد پر بکشه
...اون نسیم رفته دیگه
کاش صداشو بشنوی
...

Monday, June 2, 2008

so close no matter how far...



So close no matter how far
couldn't be much more from the heart
forever trusting who we are
and nothing else matters
*
Never opened myself this way
life is ours, we live it our way
all these words, I don't just say
and nothing else matters
*
Trust I seek and I find in you
every day for us something new
open mind for a different view
and nothing else matters
*
Never cared for what they say
never cared for games they play
never cared for what they do
never cared for what they know
and I know
so close no matter how far
couldn't be much more from the heart
forever trusting who we are
and nothing else matters
...